غدير افسانه يا واقعيت؟!
عليرغم اينكه ماجراي غدير و احاديث مربوط به آن در بسياري از كتب اهل سنت و شيعه به صراحت ذكر شده است، اما باز هم عدهاي از عزيزان اهل سنت از پذيرفتن آن امتناع ميكنند و در نوشتههاي خودشان، آن را افسانه ميخوانند.
در اينجا بد نيست نگاهي بياندازيم به افراد و شخصيتهايي از اهل سنت كه ماجراي غدير را در كتب و آثار خود به صراحت نقل كردهاند:
در كتب اهل سنت نام صد و ده نفر از صحابه به چشم ميخورد كه اين واقعه را ثبت كردهاند. در قرن دوم اسلامي كه عصر تابعان است، هشتاد و نه تن از آنان به نقل اين حديث پرداختهاند. راويان حديث غدير در قرنهاي بعدي، همگي علما و دانشمندان اهل سنت ميباشند. سيصد و شصت تن از آنها اين حديث را در كتابهاي خود گردآورده اند و گروه زيادي به صحت و استواري آنها اعتراف نمودهاند.
در قرن سوم، نود و دو دانشمند، در قرن چهارم، چهل و سه، در قرن پنجم بيست و چهار، در قرن ششم بيست نفر، قرن هفتم بيست و يك نفر، در قرن هشتم هيجده نفر، قرن نهم شانزده نفر، در قرن دهم چهارده نفر، در قرن يازدهم دوازده نفر، در قرن دوازدهم سيزده نفر، در قرن سيزدهم دوازده نفر و در قرن چهاردهم بيست دانشمند اين حديث را در كتابهاي خود نقل كردهاند.
مورخ بزرگ اسلامي، طبري كتابي به نام « ولايه في طريق حديث الغدير» نوشته و اين حديث را از هفتاد و پنج طريق از پيامبر نقل ميكند.
ابن عقده كوفي، در رساله « ولايت» اين حديث را از صد و پنج تن نقل ميكند. ابوبكر معروف به جمعاني اين حديث را از بيست و پنج طريق ذكر كرده است.
از بزرگان حديث :
احمد بن حنبل به 40 سند نقل كرده است
ابن حجر عسقلاني به 25 سند نقل كرده است
جزري شافعي به 80 سند نقل كرده است
ابو سعيد سجستاني به 120 سند نقل كرده است
امير محمد يمني به 40 سند نقل كرده است
نسائي به 250 سند نقل كرده است
ابواعلاء همداني به 100 سند نقل كرده است
ابوالعرفان حبان به 30 سند نقل كرده است
همچنين ابن عساكر، سيوطي، ثعلبي و جمعي ديگر از اهل سنت با نقل روايات متعدد، مقصود از آيه شريفه و حكم موجود در آنرا، معرفي ولايت علي (ع) ذكر كردهاند.
حافظ الحسكاني كه از علماي نامي اهل سنت به شمار ميآيد در كتاب « شواهد التنزيل» ذيل روايت غدير با اسناد خود از ابي سعيد خدري مينويسد:
وقتي آيه « اليوم اكملت لكم دينكم و ...» بر پيامبر نازل شد فرمود: « الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمه و رضا الرب برسالتي و ولايه علي بن ابي طالب من بعدي» ( شواهد التنزيل ج 1 ص 157 حديث 211)
زيد بن ارقم ميگويد: از مهاجر، ابوبكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير نخستين كساني بودند كه با علي بيعت كردند و مراسم تبريك و بيعت تا مغرب ادامه داشت.
همانطوريكه بيان شد موضوع غدير و حديث ثقلين از جرياناتي است كه در كتب و مدارك اصلي اهل سنت مشروحا آمده است و در بيش از صد كتاب حديث و تاريخ و تفسير كه بوسيله علماي آنان تاليف و تدوين شده، با دهها سند نقل شده است ولي متاسفانه مولفان « صحيحين» طبق رويه و تعصبي كه داشتند از نقل اساسيترين فضائل امام علي خودداري نمودند.
ابوحامد غزالي در موضع غدير ميگويد: « اكثر علما و دانشمندان گفتار رسول خدا را مبني بر « من كنت مولاه فهذا علي مولاه» كه در ضمن خطبهاي در برابر انبوه مسلمانان ايراد نمود، نقل كردهاند و باز نقل نمودهاند كه عمر پس از اين خطبه گفت « بخ بخ لك يا امير المومنين اصبحت مولاي و مولا كل مومن و مومنه» كه مفهوم اين گفتار تسليم و راضي شدن به حكومت علي (ع) ميباشد ولي بعدها حب رياست و علاقه به حمل پرچم خلافت پيروز گرديد و لشكركشي و فتوحات، كاسه هوي و هوس را به دستشان داد و بدين گونه به دوران قبل از اسلام برگشتند و اين پيمانها را بدست فراموشي سپرده و به بهاي كمي فروختند فبئس ما يشترون» ( سرالعالمين ص 21)
از مراجعه به تاريخ به خوبي معلوم ميشود كه روز هيجدهم ذيالحجه الحرام، در ميان مسلمانان به نام روز عيد غدير معروف بود تا آنجا كه « ابن خلكان» درباره « المستعلي ابن المستنصر» ميگويد: « در سال 487 در روز عيد غدير خم كه روز هجدهم ذي الحجه الحرام است، مردم با او بيعت كردند» ( وفيات الاعيان ج 1 ص 60) و درباره المستنصر بالله العبيدي مينويسد: « وي در سال 487 دوازده شب به آخر ماه ذيالحجه باقي مانده بود در گذشت. اين شب همان شب هيجدهم ذيالحجه شب عيد غدير است» ( وفيات الاعيان ج 2 ص 223)
ابوريحان بيروني هم در كتاب « الاثار الباقيه» عيد غدير را از عيدهايي شمرده كه همه مسلمانان بر پا ميداشتند و جشن ميگرفتند( ترجمه آثار باقيه ص 395 – الغدير ج 1 ص 267)
نه تنها ابن خلكان و ابوريحان بيروني، اين روز را عيد مينامند بلكه « ثعالبي» نيز اين شب را از شبهاي معروف در ميان امت اسلامي شمرده است( ثمار القلوب ص 511)
+ نوشته شده توسط نصرالله در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت
13:29 |